خورشيد خورشيد: آفتاب. از آن در بابهاى طهارت، صلات و نكاح سخن رفته است. خورشيد از مطهِّرات ( ← مطهِّرات) است كه با شرايطى اشياى نجس شدۀ زير را پاك مىكند: زمين و اشياى غير منقول، چون ساختمان و چيزهايى كه در آن به كار رفته، مانند درو پنجره و حتى ميخى كه به ديوار كوبيده شده است. سنگ، خاك، گِل و مانند آن كه بر روى زمين است حكم زمين را دارد و با برداشتن از روى زمين حكم ساير منقولات را پيدا مىكند. درختان وگياهان قبل از چيدن نيز همين حكم را دارند. ثبوت حكم نسبت به ميوۀ بر درخت محل بحث است. از منقولات، حصير و بوريا نيز بنابر مشهور ملحق به زميناند. خورشيد، اشياى ياد شده را كه به بول يا -بنابر مشهور-هر نجاست مايع يا جامد ديگرى كه عين آن زائل شده و رطوبتش باقى مانده، نجس شده باشد، پاك مىكند.(1)بنابر قول مشهور پاك كنندگى خورشيد در موارد يادشده همچون پاك كنندگى آب، مطلق است و اختصاص به جهتى خاص ندارد. قول مقابل مشهور، حصول طهارت از حيث جواز سجده بر آن است نه جهات ديگر از قبيل زدن دست تر بر آن.(2) شرايط: خورشيد با شرايط زير اشياى ياد شده را پاك مىكند: 1. خشكىِ نجاست مستند به تابش خورشيد باشد و بين شىء نجس و خورشيد مانعى وجود نداشته باشد؛ بنابر اين، تابيدن خورشيد از پس ابر بر شىء نجس، آن را پاك نمىكند، مگر آنكه ابر، نازك باشد و عرفاً مانع محسوب نگردد. همچنين خورشيد به تنهايى چيز نجس را خشك كند؛ بنابر اين اگر شىء نجس به وسيلۀ خورشيد و باد خشك شود، پاك نمىگردد، مگر آنكه باد به قدرى كم باشد كه عرفاً نگويند در خشك كردن چيز نجس تأثير داشته است. در اينكه خشك شدن چيز نجس با انعكاس نور خورشيد از مثل آينه موجب پاك شدن آن است يا نه، اختلاف است. 2. زوال عين نجاست قبل از تابيدن آفتاب؛ بنابر اين، نجاستهايى همچون خون كه با خشك شدن، جِرم آن باقى مىماند مشمول اين حكم نيست. 3. تر بودن شىء نجس. در صورت خشك بودن آن، بنابر مشهور ميان متأخران اگر با آب، تر شود و سپس خورشيد آن را خشك كند پاك مىگردد.(3) احكام: خورشيد همان گونه كه ظاهر زمين را پاك مىكند باطن آن را نيز كه متصل به ظاهر نجس آن است با تابيدن بر آن و خشك كردن پاك مىگرداند.(4) تخلّى ( ← تخلّى) رو به قرص خورشيد و ماه در فضاى باز در صورتى كه حائلى بين عورت و خورشيد يا ماه وجود نداشته باشد بنابر مشهور مكروه است.(5) چنان كه آميزش در برابر خورشيد بدون ساتر و مانع مكروه است.(6) وضو گرفتن با آب ظرف گرم شده با آفتاب بنابر مشهور كراهت دارد.(7) خورشيد گرفتگى سبب وجوب نماز آيات مىشود ( ← نماز آيات). خواندن نماز مستحب هنگام طلوع ( ← طلوع) يا غروب خورشيد كراهت دارد.(8) وقت نماز ظهر هنگام زوال خورشيد است ( ← زوال). در اينكه غروب شرعى ( ← غروب) با پنهان شدن قرص خورشيد از افق محقق مىشود يا با ناپديد شدن سرخى مشرق ( ← حمرۀ مشرقيه) اختلاف است. مشهور قول دوم است.(9) (1) مستمسك العروة 75/2-86. (2) جواهر الكلام 253/6-258. (3)و (4) 260 و 264-266؛ مستمسك العروة 82/2-86. (5) الحدائق الناضرة 73/2-74؛ جواهر الكلام 62/2-64. (6) العروة الوثقىٰ 490/5. (7) جواهر الكلام 330/1. (8) 282/7 و 299. (9) 106-109. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیتفرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام
, ج3 , ص527) 
نزد اهل ذوق انوار حاصل از تجليات الهى،و خورشيد حقيقت نور خدا و ذات احديت است.نيز اشاره به وحدت هم هست،چنانچه مه و مهر اشارت به كثرت است. *** فتد يك تاب ازو بر سنگخاره شود چون پشم رنگين پاره پاره پير طريقت گفت:حبذا روزى كه خورشيد جلال تو به ما نظرى كند.حبذا وقتى كه مشتاقى از مشاهدۀ جمال تو ما را خبرى دهد.جان خود طعمه مىسازيم، بازى را كه در فضاى طلب تو پرواز مىكند.دل خود نثار كنيم،محبى را كه بر سر كوى تو آوازى دهد. اى جوان بس منال كه بس نماند تا آنچه خبر است عيان شود.خورشيد وصال از مشرق يافت تابان شود و دولت ازلى عيان شود،ديده و دل و حال هر سه به او نگران شود. چه باشد گر خورى يك سال تيمار چو بينى دوست را يك روز ديدار همه آرزوها نقد شود،زيادت بيكران شود. قصه آب و گل نهان شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانیفرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی
, ص374) 